ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

183

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

چاپاروار با نامهء اتلام بازگشت . در نامه چنين آمده بود : « به آقايان عضو شوراى ما ، ما اسيريم براى خدا دست به هيچ اقدامى نزنيد و گرنه ما كشته خواهيم شد . من مىكوشم كه اين ماجرا را با پرداخت پول خاتمه دهم ياران ديگر من دست و پاى در زنجير نشسته‌اند . » امضاء پيتر اتلام ، مولنغراف ، ميخيلس . گوچى گفت اين يادداشت را در آبادى خدر كه مقر نيروى تعقيب كنندهء بارو خان بود يكى از بزرگان آبادى به من داد . شورا پس از مشورت به نيروى تعقيب كننده دستور بازگشت داد . 58 پسين هنگام باروخان با هشتاد سپاهى سوار به بندرعباس درآمد چون هلنديان شنيدند كه اتلام و يارانش شب هنگام احتمالا در آبادى بند على ( در سه ميلى باختر بندرعباس در ساحل ) هستند . همقطار مقدم مارتن گوابند « 26 » با 90 مرد سراپا مسلح در دو كشتى براى غافلگير كردن افغانان اسير گر هنگام برآمدن آفتاب بدان صوب رفت و عصر فرداى آن روز بىآنكه نشانى از هلنديان اسير به دست آورده باشد بازگشت . 59 درست پيش از ظهر ديلماج انگليس از سوى باروخان به شركت هلند رفت . باروخان وعده داده بود كه اگر هلنديان به او انعام دهند نامه‌اى به نفع هلنديان اسير به شاه خواهد نوشت . در 19 نوامبر همهء هلنديان از هرمز بازگشتند چون يوزباشيان هنوز به آنان اجازه نداده بودند كه به قلعه درآيند . 60 در 20 نوامبر باروخان به هلنديان آگهى داد كه اتلام و دو هلندى اسير ديگر را به اصفهان خواهند برد . بهتر است براى آنان مقدارى جامه به لار 61 بفرستيد كه هنگام ورود به دربار شاه سر و وضع آراسته‌اى داشته باشند . « 27 » هلنديان باروخان را به سبب

--> ( 26 ) - Marten Gouwaband ( 27 ) - يادداشتى كه اتلام نوشته : « از بامداد 18 دسامبر تا بعد از ظهر روز نوزدهم هم دستها و هم پاهاى ما بسته بود . به هر يك از ما جز تكه نانى و جرعه آبى ندادند كه بر پشت اسب بخوريم . پسين گاه در ساعت 11 پاهايمان را گشودند و باز برنشستيم و تا ساعت 5 بامداد روز بيستم تا آبادى خرمت را نديم . تا ساعت 4 بامداد روز بيست و يكم گروهى ديگر از افغانان با ما رفتار بهترى داشتند پسين‌گاه تقريبا ساعت دو در آبادى دستگرد يك تكه نان و يك تكه -